زندگانی زنده مانی گشته است

خرید بک لینک
(اجر نوکران)آنانکه در مکان شرف، لامکان شدنددر رتبه، ماورای زمین و زمان شدندفوق مَلک ، به اوج فلک ، پیشتاز عشقبهر هزار سلسله ، صد کهکشان شدنداز نسل پاک آدم و حوا ، میان خلقاز ابتدا ، بزرگِ شرفخاندان شدندحصن حصین اهل ولا ، فخر اولیاحتی بر انبیا همه کهف امان شدندخوش باد حال فرقهی ناجیه کز جهاددر راه عشق آل عبا ، امتحان شدندشوق بهشت و ترس جهنم نبودشاناهل یقینِ قلبی اگر بی گمان شدندآنانکه نوکری چنین خانواده راکردند فخر خویش، امیر جهان شدندبا عشق اهلبیت کسانی که مُردهاندچونان شهید راه خدا ، جاودان شدندبستر برای اهل عمل مثل سنگر استاهل شعار ، کشتهی نام و نشان شدندبا ادعای نوکری خالص حسین (ع)آنانکه بهر مزد، پی این و آن شدندارباب ، آن زمان که دهد اجر نوکرانبینند جای سود ، دچار زیان شدندروشن شود که نوکری ارزان فروختندوقتی که روبروی ، بدان جانِ جان شدندباشد (امید) اینکه شویم اهل نوکریآنگونهای که پیرغلامان ، چنان شدندمحمد موحدیان قمی (امید) زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 13:38

(بیوگرافی)شادروان ابوالفضل زرویی نصرآباد ـ در مورخ پانزدهم اردیبهشت سال 1348 در تهران زاده شد؛ اصل و نسب این شاعر طناز به روستای نصرآباد در استان یزد برمیگردد. او که مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی داشت از سال 1368 فعالیت ادبیاش را با کار روزنامهنگاری شروع کرد.ابوالفضل زرویی نصرآباد در سال 1369 با اینکه فقط 21 سال داشت، بهعنوان معاون سردبیر و عضو هیئت تحریریهی هفتهنامهی «گل آقا» مشغول به کار شد. او از سال 1370 بهمدت یک سال سردبیری ماهنامهی گل آقا را به عهده داشت و از سال 1373، طی سه سال دبیر اجرایی سالنامهی گل آقا بود. به موازات همکاری با گلآقا، از سال 1371 تا 1372 با روزنامهی همشهری نیز همکاری داشت.ابوالفضل زرویی نصرآباد سابقهی همکاری با روزنامهها و نشریات معتبر دیگری مثل «جام جم»، «ایرانیان»، «انتخاب»، «مهر»، «زن»، «کیهان ورزشی»، «بانو» و «جستوجو» را نیز در کارنامهی حرفهای خود دارد.وی با اینکه تخلص «ملانصرالدین» را برای خودش انتخاب کرده بود اما از نامهای مستعار دیگری مثل «چغندرمیرزا»، «ننهقمر»، «کلثومننه»، «آمیز ممتقی»، «میرزا یحیی»، «توضیح: نامبرده» هم استفاده میکرد.در سال 1389 اولین کتاب طنزش را با نام «تذکرةالمقامات» به چاپ رساند. «افسانههای امروزی»، «وقایعنامهی طنز ایران»، «بامعرفتهای عالم»، مجموعه شعر طنز «رفوزهها»، مجموعه مقالات «حدیث قند»، «غلاغه به خونهش نرسید»، «خاطرات حسنعلیخان مستوفی»، رمان «ماه شب چهاردهم» و «خرپژوهی» از بهترین آثار وی به شمار میروند.ابوالفضل زرویی نصرآباد علاوه بر نویسندگی و روزنامهنگاری مشاغل دیگری را هم در حوزهی فرهنگ تجربه کرد؛ ازجمله همکاری با سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و تدریس در دانشگاه آ زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 13:38

(رسوای دل)همچو نی مینالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با هر داغ پیدا ساختمسوختم از داغ ناپیدای دلهمچو موجم یک نفس آرام نیستبس که طوفانزا بود دریای دلدل اگر از من گریزد وای منغم اگر از دل گریزد وای دلما ز رسوایی بلندآوازهایمنامور شد هرکه شد رسوای دلخانه مور است و منزلگاه بومآسمان با همت والای دلگنج منعم خرمن سیم و زر استگنج عاشق گوهر یکتای دلدر میان اشک نومیدی (رهی)خندم از امیدواریهای دل"رهی معیری" زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 17:34

(بیوگرافی)استاد عباس خوش عمل کاشانی ـ در بیست و پنجم دی ماه سال 1337 (مندرج در شناسنامه 1339/9/9) هجری شمسی در شهر کاشان چشم به جهان گشود.او فرزند یکی از قاریان و اساتید قرآن به شمار میرود. پدرش در نانوایی به شاطری مشغول بود و در کنار آن به ادبیات علاقه نشان میداد و چند اثر منظوم و منثور با درونمایهی طنز از او در مجلههایی که در دههی 30 هجری شمسی چاپ میشد منتشر شده است.عباس خوش عمل کاشانی در مدرسهی ابتدایی خیام ـ به مدیریت حجت الاسلام علی محمد مدرس ـ روحانی فرهنگی تحصیل کرد و سپس به مدرسهی راهنمایی ملی غیرانتفاعی همان مجموعه راه پیدا کرد و توانست سیکل خود را از این مدرسه اخذ کند. این مدرسه در حال حاضر به عنوان قدیمی ترین مدرسهی کاشان شناخته میشود؛ پس از آن به دبیرستان پهلوی ( امام خمینی فعلی) رفت و دیپلم خود را از این دبیرستان اخذ کرد. وی از زمانی که به کلاس اول دبستان راه یافت به مدت سیزده سال بهصورت مرتب در جلسات قرآنی که پدرش در زمان حیاتش قاری و استاد آن بود، شرکت میکرد. وی در این جلسات موفق شد علاوه بر این که زبان عربیاش را تقویت کند، استعدادهای شاعری و ادبی خود را شکوفا نماید.زمانی که دیپلمش را گرفت، به حوزهی علمیه راه یافت و یک سال در حوزهی علمیهی آیت الله یثربی ـ واقع در شهر کاشان تحصیل مقدمات کرد. وی در همان زمان موفق شد برای طلبه هایی که تازه به حوزه راه یافته بودند نصاب الصبیان را درس دهد. زمانی که به سن بیست سالگی رسید، شعری را در انتقاد از سلطنت پهلوی سرود و آن را در انجمن ادبی صبا به مدیریت مصطفی فیضی چهره ی برجستهی فرهنگی و ادبی کاشان که ریاست ادارهی فرهنگ و هنر وقت را نیز بر عهده داشت قرائت کرد، که به سبب آن، تحت تعقیب ساواک قرار گرفت و به است زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 17:34

(هجوم نور)بیا سرودن پاییز را تمام کنیمدوباره سبز شویم و به گُل سلام کنیمبیا ز کوچهی رنگین کمان عبور کنیمبه نور و قافلهی آب ، احترام کنیمبیا چو شمع بسوزیم و پرتو افشانیمنظر به طور تجلّی بدین مرام کنیمبیا ز چهره ی خورشید پرده برداریمهجوم نور شویم و به شب قیام کنیمبیا که دیده ببندیم بر گُل گندمدل بهشتی خود را رها ز دام کنیمبیا به خاطر احساس سادهی دل هاز شهد عاطفهها جرعهای به جام کنیمبیا چو جاده و صحرا به هم بپیوندیمغبار فاصله ها را به خود حرام کنینمبیا (فراز) که از دست ساقی وحدتشراب میکدهی عشق را به کام کنیم.محمدتقی مردانی (فراز) زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 17:34

(اَلسّلامُ علَیكَ یا اَباعبداللهِ الحُسَین)حسین افتاده از زین بر بسیط خاک یا زهرافقان از ظلم و جور مردم ناپاک یا زهراحسین؛ آن خون حق فرزند زهرا و علی یعنیامامی که بوَد جدش شه لولاک یا زهرازمانی نیزه گاهی تیر گلبرک تنش را سوخت شد از پیداد گلچین لالهات صد چاک یا زهراز بی آبی گل سرخ حسینی گشت پژمردهچهها کردند قوم بدتر از ضحاک یا زهراعطش در سینه آتش در وجود پاک او میزدشرر می ریخت آهش در دل افلاک یا زهراگلِ اندام او صد چاک شد از خنجر خونریزجدا شد تا سر از آن پیکر صدچاک یا زهراتن خورشید را (طوسی) پس از کشتن رها کردندبه زیر سمّ اسب ، آن قوم بی اداراک یا زهراشادروان حاج محمود کفشدار طوسی زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 20:58

(فصل پایان)و ریخت دانه'>دانه به دانه هر آنچه دندان بودکه این نشانه ی آغاز فصل پایان بودو گیسویی که کفن پوش فصل بی برگیو فصل فصل که پاییز در زمستان بودتنی که زلزله خیز و در امتداد گسلتنی که زیر و زبر گشته بود و ویران بودو دنده های موازی، و محور فقراتکه طرح میله و دیوار سخت زندان بودکسی که محبس تن را اسیر، من بودمکه گفته است که مرغ اسیر تن، جان بود ؟!چه سال ها که تنم این اطاق متروکهمحل بازی انواع بند پایان بودبه روی شانه ی من تار می تنید هوسو آینه که ز تصویر من گریزان بودکسی نگفت که این مرد ، یا که این نامردکه بود اصلأ آدم، و یا که حیوان بود ؟!زنی نخواست بیاید منیژه ام بشودو گرنه بیژن این قصه بودن آسان بودکسی که در وطن خود غریب من بودمکسی که رستم تاریخ زابلستان بودعصای موسوی ام خود نویس و اشعاریکه مثل معجزه ی انبیاء درخشان بودو این نشانه ی آغاز فصل پایان استکه ریخت دانه به دانه هر آنچه دندان بود ."علیرضا اطلاقی" زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 20:58

به ساحت مقدس حضرت سیدالشهدا (ع) و یاران باوفایش(حریر واژه)نوشته بود اباالفضل و هر دو تا بازوشنوشته بود علی اصغر و حریر گلوشنوشت مادر و ناگاه ضربهای سنگینچنان عقاب فرو برد پنجه در پهلوشنوشت طفل سه ساله غرور واژه شکستنوشت طفل سه ساله سپید شد گیسوشچه تیرها که فروریخت بر سر دشمنکمان منحنی و قوس مخمل ابروشهمینکه نوبت تحریر گوشواره رسیدچکید خون ز شیاری ظریف در بن گوشنگاه کرد به مردی که چون کبوتر بودپیام آور حق شد در آن میانه سروشحریف تشنگی و خشکی دهانش بودولی نبود حریف غم فراق عموشدوید جانب مادر ، صداش زد یومّاگرفت مادرش او را، فشرد در آغوشنگاه کرد به گهوارهای که چونان رحلشکوه بار امانت کشیده بود به دوشنوشت تیر سه شعبه، گلوی نازک طفلنوشت حلق قناری، نوشت پنجهی قوشنگاه کرد به خورشید و تا نوشت حسینز حلق واژه کسی داد زد: بنوش بنوشپدر محرم امسال کیسهاش خالی استسپرده وانت خود را به من برای فروشبرای جوشش شعر روان ز چشمهی طبعشبیه شمع بسوز و برای گریه بکوش ."علیرضا اطلاقی" زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 20:58

(دختر کرار)در خیمهگاه، غیر تو سالار کس نبودعباس رفته بود و سپهدار کس نبودیک دشت، هرزه دور و برت، های و هوی داشتاما دریغ ، در صف احرار کس نبودآتش ز چار سمت حرم ، شعله میکشیدگویا به کیش احمد مختار کس نبودگلچین مرگ هرچه گل از باغ چیده بوددر دست دشت، غیر خس و خار کس نبودرفتی که با حسین ، کمی درد دل کنیدیگر کنار بستر بیمار ، کس نبودآن شب حماسه پیش رخت سجده کرد و سوختآخر به جز تو دختر کرار کس نبودشرمنده بود ماه، خودش را به خواب زد جز چشم اشکبار تو بیدار کس نبود."بانو کبری حسینی بلخی" زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 16:25

(بیوگرافی)بانو سیده کبری حسینی بلخی ـ ساکن شهر مقدس قم ـ متولد 1363 ـ اهل افغانستان که خانواده اش در زمان جنگ بناچار ترک دیار کردند و در خراسان (مشهد) اقامت گزیدند.بانو بلخی با راهنمایی برادر شاعرش، شادروان"سید شهاب الدین بلخی" از دههی هشتاد خورشیدی آغاز به سرودن شعرکرد. غزلهای او بیشتر بازتاب دهندهی ناگفتههای رسوم افغانستانی، به ویژه زنان است.او علاوه بر شعر، به کارهای فرهنگی-اجتماعی دیگر، مانند برگزاری کلاسهای آموزشی برای خانمهای مهاجر در شهر قم مشغول است.اشعار خانم حسینی بلخی در مطبوعات داخل و خارج از کشور به چاپ رسیده است. اولين مجموعه شعر ایشان با نام "مشتى پر و بال" توسط انتشارات عرفان در تهران در سال 1395 به چاب رسيد.این شاعر تاکنون در چندین همایش ادبی و شعری لوح تقدیر دریافت کرده است، از جمله :۱. محفل ادبی عصرشعر " پیامبرآیینهها" در سال پیامبراعظم در شهر قم۲. محفل ادبی عصر شعر " شکوفهی نور" در مدرسهی بنت الهدی در شهر قم۳. محفل ادبی عصر شعر "سایه روشن " در دانشگاه قم۴. مسابقهی فیلمنامه نویسی مؤسسهی (جیحون) در شهر قم۵. در بهمن ماه سال 1399 به عنوان دبیر و داور جشنوارهی بین المللی فجر در بخش شعر و ادبیات (ازتو میسرایم) فعالیت چشمگیری داشته است.۶. سال 1400 مقام اول مداحی در بخش اساتید در حوزهی الزهرای قم را کسب کردند.مجموعهی دوم ایشان در سال 1400 به نام نوحهی مرغابیان، انتشارات پارسی زبانان در تهران چاپ شد؛ نوحهی مرغابیان نامزد جشنواره قلم زرین شد. و در کشور هندوستان هم به چاپ رسیده است؛ و مجموعهی سوم هم آمادهی چاپ است.─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─(تنهایی)قلم مى رقصد از تكرار یک انشاى تنهاییشبيه بچه_آهويى كه در صحراى تنهاییشبيه دختر تنها و زيباى سمرقندىخريدارى ندا زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 16:25

صفحه بندی